عربی/a>
خانه > دهم تجربی/ ریاضی > الدرس السابع > قواعد درس هفت (دهم تجربی)

قواعد درس هفت (دهم تجربی)

 

   الجارّ و المَجرور   

 

تقریبا در همه زبان های دنیا، حروف اضافه ای وجود دارن که ما برای جمله سازی به آنها محتاجیم.

این سه کلمه را در نظر بگیرین:

سعید   خانه   مدرسه

حالا تصورکنید بخواهیم مفهوم حرکت سعید از خانه به سمت مدرسه را فقط با این سه کلمه بفهمیم! خب معلومه که فقط با این سه کلمه نمی شه. پس به چیزهای دیگه ای نیاز داریم.. بله حروف و فعل. خب حالا اگر فقط فعل بهشون بدیم چطور میشه؟ :

سعید خانه مدرسه رفت .

باز هم جمله ما روان و کامل نخواهد بود. و این حروف اضافه هستند که جمله را برای ما روان می کنند:

سعید از خانه به مدرسه رفت .

 

در زبان عربی نیز اینگونه است :

ذَهَبَ سَعیدٌ مِنَ البَیتِ اِلی المَدرِسَةِ

در حالی که اگر میخواستیم بدون حروف اضافه مفهوم را بیان کنیم جمله ناقص و نازیبا می شد:

ذَهَبَ سَعیدٌ البَیتِ المَدرسَةِ .

خب عزیزان، فکر کنم به ضرورت و لزوم استفاده از حروف اضافه پی بردین. و حالا در ادامه مهمترین حروف اضافه در زبان عربی را باهم بررسی می کنیم .

مهمترین حروف اضافه در زبان عربی عبارتند از :

( مِنفياِلیعَلَیبِـلـِعَنکَـ  )

این حروف اضافه چون باعث جَر اسمِ بعد از خود می شوند به آنها جارّ (=باعث جَر) و به اسمی که علامت جَر می گیرد مَجرور می گویند. (جار و مجرور)

مثال :

في المَدرِسَةِ ( في = جارّ / المَدرِسَةِ = مَجرور )                

بِالمَسجِدِ ( بِـ = جارّ / المَسجِدِ = مَجرور )

تجربه به من ثابت کرده که گاهی دانش آموزی هم هست که هنوز جر رو نمی دونه چیه.. و این عبارتهایی که اشاره کردم ممکنه گیجش کنه.. لذا به این عزیز می گم : اون کلمه ی المَدرِسَةِ و المَسجِدِ رو نگاه کن … حرف آخر این دو کلمه کسره (جر) گرفته : ـةِ ، ـدِ   درسته؟ اینو بهش میگن جر.. و این دو اسم چون آخرشون این علامت رو دارن بهشون میگن مجرور! حَلِّه؟ خب خداروشکر. 😀

یعنی اسمی که بعد از این حروف (حروف جَر یا همان جارّ ) می آید حتما حرکت آخرش جر دارد (مجرور است) البته استثنائاتی دارد که در سال های آینده با آنها آشنا می شویم.

 

و اما جدول حروف جرّ ( جار ) و معنی اونها در فارسی و مثال هایی از نحوه استفاده اونها :

حروف جر ( جار )معنی فارسیمثال 1مثال 2
مِنازخَرَجَ الطالبُ مِنَ الصَّف
خارج شد دانش آموز از کلاس
اَساوِرَ مِن ذَهَبٍ
دستبندهایی از طلا
فيدَرالطالِبُ في الصَّف
دانش آموز در کلاس است
السَّمَکُ في البَحرِ
ماهی در دریاست
اِلَیبه ،
به سوی ،
تا
ذَهَبتُ اِلَی المَسجِدِ
به مسجد رفتم
به سوی مسجد رفتم
کَتَبتُ مِنَ الدرس الاول اِلَی الدرس الثاني
از درس یک تا درس دو را نوشتم
عَلیبر ، رویِالکِتابُ عَلَی المِنضَدَة
کتاب رویِ میز است
النّاسُ عَلَی دینِ مُلوکِهِم
مردم بر دین پادشاهانشان هستند
بِـبه وسیله ی ،
دَر
الَّذي عَلَّمَ بِالقَلَم
همان که به وسیله قلم یاد داد.
الدُلفینُ بِالبَحرِ
دلفین در دریاست
لِـبرای ،
به
الکِتابُ لِلطالبِ
کتاب برای دانش آموز است
ذَهَبتُ لِلبَیتِ
به خانه رفتم
عَناز ،
درباره ی
یَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِه
توبه را از بندگانش می پذیرد.
سَئَلتُهُ عَن الدَّرسِ
از او درباره ی درس پرسیدم
کَـمانندِالعِلمُ کَمِصباحٍ یَهدي الناسَ
دانش مانند چراغی است که مردم را هدایت می کند.
اِنَّهُ کَاَسَدٍ في الشَّجاعَة
او مانند شیری است در شجاعت

 


  نونُ الوِقایَة 

 

در زبان عربی وقتی که فعلی به ضمیر ـي (من) متصل شود برای زیبایی و راحتی بَیان ، یه حرف ن میذارن بینشون! همین!

مثال :

یَعرِفُ ( می شناسد )  +  ـي ( من را )

می خواهیم بگوییم : من را می شناسد. اگر بخواهیم بگیم : یَعرِفُـي خب سخته… نمیشه… لذا برای حل این مشکل یه نون میذارن بینشون :

یَعرِفُ + ن + ـي = یَعرِفُنـي

این نون رو بش میگن نون وقایة

مثال های دیگر :

یُعجِبُني ( مرا به شگفتی وا می دارد )

یُخرِجُنـي ( من را خارج می کند )

اِجعَلنـي ( من را قرار بِده )

پس نون وقایه فقط بین فعل و ضمیر متصل ـي قرار می گیرد . (هواستون باشه)

 

www.arabii.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: انجام این کار ممکن نیست