صفحه اصلی > یازدهم انسانی > ترجمه متن > ترجمه درس پنج – یازدهم انسانی

ترجمه درس پنج – یازدهم انسانی

الصّدق ( راستی )

يحُكَْی أَنَّ رَجُلاً کانَ کَثيرَ الْمَعاصي وَ الْعُيوبِ، فَنَدِمَ عَلَی أَعمالِهِ السَّيِّئَةِ وَ حاوَلَ أن يصُلحِهَا،فَمَ اسْتَطاعَ،

حکایت می شود که مردی بسیار گناهکار و پر از عیب بود. از کارهای زشتش پشیمان شد و تلاش کرد آنها را اصلاح کند اما نتوانست

فَذَهَبَ لَرَجُلٍ فاضِلٍ صالِحٍ، وَ طَلَبَ مِنهُ مَوعِظَةً تَمْنَعُهُ عَنِ ارْتِکابِ الْمَعاصي،

پس نزد مردی دانشمند و درستکار رفت و از او اندرزی خواست که وی را از انجام گناهان بازدارد

فنَصَحَهُ بِالْتِزامِ الصِّدْقِ، وَ أخََذَ مِنهُ عَهداً عَلَی ذٰلكَِ،

پس (دانشمند) او را به پایبندی بر راستگویی پند داد (= سفارش کرد) و پیمانی در این موضوع از وی گرفت

فکَُلَّما أَرادَ الرَّجُلُ أَن يَرْتَکِبَ ذَنْباً، امْتَنَعَ عَنْهُ لِوَفائِهِ بِالْعَهدِ، حَتَّی لا يَکْذِبَ عَلَی الرَّجُلِ الْفاضِلِ،

پس هر وقت مَرد خواست گناهی مرتکب شود، به خاطر وفایش به عهد (پیمان) از آن خودداری کرد، تا به مرد دانشمند دروغ نگوید

وَ بِمُرورِ الْايّامِ تَخَلَّصَ مِن شَِّر ذُنوبِهِ وَ عُيوبِهِ لِالْتِزامِهِ بِالصِّدْقِ

و با گذشت روزها به سبب پایبندیش به راستگویی ، از شر گناهان و عیبهایش رها شد

* * *

وَ يُحْکَی أَنَّ شابّاً کانَ کَذّاباً، وَ في أَحَدِ الَْايّامِ کانَ يَسبَحُ في البْحَرِ وَ تَظاهَرَ بِالْغَرَقِ وَ نادَی أَصحابَهُ:

و حکایت می شود که جوان بسیار دروغگویی بود و در یکی از روزها داشت در دریا شنا می کرد و تظاهر به غرق شدن کرد و دوستانش را صدا زد:

الَنجَّْدَةَ، اَلنَّجدَةَ… فَأَسَْرعَ أَصحابُهُ إلَيهِ لِيُنقِذوهُ، وَ عِندَما وَصَلوا إلَيهِ ضَحِكَ عَلَيهِم؛

کمک، کمک … پس دوستانش برای نجات وی به سویش شتافتند. و زمانی که نزد او رسیدند به آنها خندید.

کَرَّرَ هٰذَا الْعَمَلَ ثَلاثَ مَرّاتٍ، وَ في الْمَرَّةِ الرّابِعَةِ ارْتَفَعَ الْمَوجُ وَ کادَ الشّابُّ يَغْرَقُ،

این کار را سه بار تکرار کرد و در بار چهارم ، موج بالا رفت و جوان نزدیک بود غرق شود

فَأَخَذَ يُنادي أَصحابَهُ، وَلٰکِنَّهُم ظَنّوا أَنَّهُ يَکْذِبُ مِن جَديدٍ. فَلمَْ يلَتْفَِتوا إلَيهِ

پس شروع کرد به صدا زدن دوستانش اما آنها گمان کردند که او دوباره (= از نو ) دروغ می گوید پس به او توجه نکردند

حَتَّی أَسَْرعَ إلَيهِ أَحَدُ النّاسِ وَ أَنقَذَهُ، فَقالَ الشّابُّ لَِاصدِقائِهِ:

تا اینکه یکی از مردم به سویش شتافت و او را نجات داد . ان جوان به دوستانش گفت :

شاهَدْتُ نَتيجَةَ عَمَلي، فَکِذْبي کادَ يَقتُلُني، فَلَنْ أَکْذِبَ بَعدَ الْيَومِ أَبَداً،

نتیجه کارم را دیدم . دروغ گفتنِ من نزدیک بود مرا بکُشد. پس از امروز دیگر هرگز دروغ نخواهم گفت

وَ ما عادَ هٰذَا الشّابُّ إلَی الْکِذْبِ مَرَّةً أُخرَی.

و این جوان بار دیگر به دروغگویی بازنگشت

* * *

قالَ اللّهُ تَعالَی: یا ایّها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصّادقین

خداوند بلندمرتبه فرمود : ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید و همراه راستگویان باشید

اَلصِّدقُ مَعَ اللّهِ يَتَجَلَّی بِإخلاصِ الَْاعمالِ لَهُ؛ وَ الصِّدقُ مَعَ النّاسِ هوَ أَن لا نَکْذِبَ عَلَی الْاخَرينَ،

راستگویی با خدا در خلوص کارها برای او آشکار می شود. و راستگویی با مردم آن است که به دیگران دروغ نگوییم

وَ قالَ النَّبيُّ : کَبُرَت خیانةً أن تُحَدِّثَ أخاکَ حَدیثاً هُوَ لَکَ مُصَدّقٌ و أنتَ لَهُ کاذِبٌ

و پیامبر (ص) فرمود : خیانت بزرگی است که به برادرت سخنی بگویی ، او سخنت را باور کند در حالی که تو به او دروغ می گویی

وَ قالَ الْامامُ عَليٌّ : ما أضمَرَ أحَدٌ شَیئاً إلّا ظَهَرَ في فَلَتاتِ لِسانِهِ وَ صَفَحاتِ وَجهِه

و امام علی (ع) فرمود : کسی چیزی را پنهان نکرد مگر اینکه در لغزشهای زبانش و همه جای صورتش آشکار شود

إذَنْ لا يَسْتَطيعُ الْکَذّابُ أَنْ يُخفيَ کِذْبَهُ أَوْ يُنکِرَهُ.

بنا بر این ( شخص بسیار ) دروغگو نمی تواند دروغش را پنهان ،یا آن را انکار کند

ما أَجْمَلَ کَلامَ النَّبيِّ! :
سخن پیامبر (ص) چه زیباست!

لا تَنظُروا إلَا كَثرَةِ صَلاتِهِم وَ صَومِهِم وَ كَثرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْروفِ وَ طنَطْنَتَِهِم بِاللَّيلِ

به بسیاریِ نماز و روزه و بسیاریِ حج و کار نیک و ناله ی شبانه آنها نگاه نکنید

وَ لٰکِنِ انْظُروا إلَا صِدْقِ الَْحديثِ وَ اداء الامانَةِ .
بلکه به راستگویی و امانتداری نگاه کنید.

www.arabii.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: انجام این کار ممکن نیست