صفحه اصلی > یازدهم انسانی > ترجمه متن > ترجمه درس سه – یازدهم انسانی

ترجمه درس سه – یازدهم انسانی

عَجائِبُ الْمَخْلوقاتِ     شگفتی های آفرینش

مَنْ يَتَفَکَّرْ في خَلْقِ اللّهِ، يُشاهِدْ قُدْرَةَ اللّهِ.

هر کس در آفرینش خدا بیندیشد قدرت خدا را می بیند

اَلطّائِرُ الطَّنّانُ:  مرغ مگس خوار

هوَ أَصغَرُ طائِرٍ عَلَی الَْارضِ، طولُهُ خَمسَةُ سَنتيمِتراتٍ،

او کوچکترین پرنده روی زمین است، طولش پنج سانتی متر است

يَطيرُ إلَی الَْاعلَی وَ الْاسَفَلِ، وَ إلَی الْيَمينِ وَ الشِّمالِ، وَ إلَی الَْامامِ وَ الْخَلْفِ.

به بالا و پایین و راست و چپ و جلو و عقب پرواز می کند

وَ انطِْلاقُهُ وَ تَوَقُّفُهُ السَّريعانِ يُثيرانِ التَّعَجُّبَ. سُمِّيَ طَنّاناً؛ لَِانَّهُ يُحْدِثُ طَنيناً بِسَبَبِ سُرعَةِ حَرَکَةِ جَناحَيْهِ،

و حرکت و توقف سریعش تعجب را بر می انگیزد. طنّان ( طنین انداز ) نامیده شد زیرا صدایی به علت سرعت بالهایش ایجاد می کند

فَإِنْ تُحاوِلْ رُؤيَةَ جَناحَيْهِ لا تَقْدِرْ، أَ تدَْري لِماذا؟ لَِانَّهُ يُحَرِّكُ جَناحَيْهِ ثَمانينَ مَرَّةً تَقريباً في الثّانيَةِ الْواحِدَةِ.

و اگر سعی کنی بالهایش را ببینی نمی توانی. آیا می دانی چرا؟ زیرا بالهایش را تقریباً هشتاد بار در ثانیه حرکت می دهد.

اَلتِّمساحُ:   تمساح

لَهُ طَريقَةٌ غَريبَةٌ في تَنْظيفِ أَسْنانِهِ، فَبَعْدَ أَن يَتَناوَلَ طَعامَهُ، يَسْتَريحُ عَلَی الشّاطِئِ،

روش عجیبی برای تمیز کردن دندانهایش دارد. بعد از آنکه غذایش را می خورد کنار ساحل استراحت می کند

فَيَقْتَرِبُ مِنْهُ نَوعٌ مِنَ الطُّيورِ بِاسْمِ الزَّقزاقِ، فَيَفْتَحُ التِّمساحُ فَمَهُ، فَيَدْخُلُ ذٰلِكَ الطّائِرُ فيهِ،

و نوعی از پرندگان به نام زقزاق به آن نزدیک می شود. تمساح دهانش را باز می کند پس آن پرنده در آن وارد می شود

وَ يَبْدَأُ بِنَقْرِ بَقايَا الطَّعامِ مِنْ فَمِهِ، وَ بَعْدَ أَنْ يَنْتَهيَ مِن عَمَلِهِ، يَخْرُجُ بِسَلامَةٍ.

و شروع به نوک زدن به باقی مانده های غذا در دهانش می کند و بعد از اینکه کارش تمام شد به سلامتی بیرون می آید

اَلسَّمَكُ الطّائِرُ:    ماهی پرنده

نَوعٌ مِنَ الْاسَماكِ يَقْفِزُ مِنَ الْماءِ بِحَرَکَةٍ مِنْ ذَيلِهِ الْقَويِّ وَ يَطيرُ فَوقَ سَطحِ الْماءِ، حَيثُ يَمُدُّ زَعانِفَهُ الْکَبيرَةَ الَّتي تَعمَلُ کَجَناحَينِ.

یک نوع از پرندگان با حرکت دمِ نیرومندش بیرون از آب می جهد و بالای سطح آب پرواز می کند به گونه ای که باله های بزرگش که مانند دو بال عمل می کند را می گستراند

يَفْعَلُ ذٰلِكَ لِلْفِرارِ مِن أَعداءِهِ. يَطيرُ هٰذَا السَّمَكُ خَمساً وَ أَربَعينَ ثانيةً، ثُمَّ يَنزِلُ إلَی الْماءِ وَ يَدخُلُ فيهِ.

آن کار را برای فرار از دشمنانش انجام می دهد. این ماهی چهل و پنج ثانیه پرواز می کند سپس به سمت آب پایین می آید و در آن فرو می رود

نَقّارُ الْخَشَبِ:  دارکوب

طائِرٌ ينَقُْرُ جِذْع الشَّجَرَةِ بِمِنقارِهِ عَشَْر مَرّاتٍ في الثّانيَةِ عَلَی الَْاقَلِّ،

پرنده ای است که با نوکش حداقل ده بار در ثانیه به تنه ی درخت نوک می زند

وَ هٰذِهِ السُّرعَةُ لا تضَُُّر دِماغَهُ الصَّغيرَ بِسَبَبِ وُجودِ عُضْوَينِ في رَأْسِهِ لِدَفْعِ الضََّرباتِ:

و این سرعت به سبب وجود دو اندام برای دفع ضربه ها در سرش، به مغز کوچکش آسیبی نمی زند.

الَْاوَلَُّ نَسيجٌ بَينَ الْجُمجُمَةِ وَ الْمِنقارِ، وَ الثّاني لِسانُ الطّائِرِ الَّذي يَدورُ داخِلَ جُمجُمَتِهِ.

اولی بافت میان جمجمه و نوک و دومی زبان پرنده که درون جمجمه اش می چرخد

اَلسِّنجابُ الطّائِرُ:  سنجاب پرنده

لَهُ غِشاءٌ خاصٌّ کَالْمِظَلَّةِ يفَتحَُهُ حينَ يقَْفِزُ مِن شَجَرَةٍ إلَی شَجَرَةٍ أُخْرَی،

دارای پرده ی ویژه ای مانند چتر است زمانی که از درختی به درخت دیگر می جهد آن را باز می کند

وَ يَستَطيعُ أَن يَطيرَ أَکثَرَ مِنْ مِئَةٍ وَ خَمسينَ قَدَماً في قَفزَةٍ واحِدَةٍ.

و می تواند بیش از صد و پنجاه گام در یک جهش بپرد ( پرواز کند )

حَيَّةُ الصَّحراءِ:  مار بیابان

في مُنتَصَفِ النَّهارِ وَ عِندَما تَحْرُقُ الرِّمالُ أَقْدامَ مَن يَسيرُ عَلَيها مِن شِدَّةِ الْحَرِّ،

در نیمه روز و زمانی که شن ها پاهای کسانی که روی آنها حرکت می کنند را از شدت گرما می سوزاند

تَضَعُ هٰذِهِ الْحَيَّةُ ذَنَبَها في الرَّملِ، ثُمَّ تَقِفُ کَالْعَصا. فَإذا وَقَفَ طَيرٌ عَلَيها تَصيدُهُ.

این مار دمش را در شن قرار می دهد سپس مانند عصا می ایستد پس اگر پرنده ای روی آن بایستد آن را شکار می کند

 

www.arabii.ir

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: انجام این کار ممکن نیست