عربی/a>
خانه > دهم انسانی > الدرس الثانی > ترجمه درس الثانی – (دهم انسانی)

ترجمه درس الثانی – (دهم انسانی)

إنَّكُم مَسؤولونَ

قطعاً شما مسئول هستید.

کانَتْ سُمَیَّةُ بِانتِظارِ والِدَتِها لِلرُّجوعِ إِلَی الْبَیتِ بَعْدَ انْتِهاءِ الدَّوامِ الْمَدرَسیِّ،

سمیّه پس از پایان ساعت کارمدرسه برای بازگشت به خانه منتظر مادرش بود.

 

وَ کانت حجُرُاتُ الْمَدرَسَةِ مُغْلَقَةً، وَ ما بَقِیَ فِی الْمَدرَسَةِ إِ لّا جَمعٌ قَلیلٌ مِن زَمیلاتِها

و کلاسهای مدرسه بسته بود، و کسی جز عدّۀ کمی از همکلاسیهایش در مدرسه نماند.

 

وَ کانَتْ مُدیرَةُ الْمَدرَسَةِ وَ بَعضُ الْمُدَرِّساتِ یَنتَظِرْنَ أنَ تفَرغُ الْمَدرَسَةُ مِنَ الطّالِباتِ.

و مدیر مدرسه و برخی از معلّمها منتظر بودند که مدرسه از دانش آموزان خالی شود.

 

عِندَئِذٍ سَمِعَتْ سُمَیةَّ صَوتَ مُکَیِّفِ الْهَواءِ مِنْ إحْدَی الْحُجُراتِ، وَ شاهَدَتِ الْمَصابیحَ مِنَ النَّوافِذِ،

در این هنگام سمیّه صدای کولر را از یکی از کلاسها(اتاقها) شنید، و چراغها را از پنجره ها دید.

 

فَظَنَّتْ أَنَّ طالِباتِ صَفٍّ آخَرَ فی حِصَّةِ تَقویَةٍ، أَوْ یُمارِسْنَ نَشاطاً حُرّاً؛ وَ عِندَما نَظَرَتْ بِدِقَّةٍ، وَجَدَتِ الْحُجْرَةَ فارِغَةً.

تصوّر کرد که دانش آموزان کلاس دیگر درکلاس درس تقویتی هستند، یا مشغول فعّالیّت آزاد هستند؛ و زمانی که با دقّت نگاه کرد، کلاس (اتاق) را خالی یافت.

 

حاوَلَتْ فَتْحَ الْبابِ، فَوَجَدَتْهُ مُغْلَقاً، فَذَهَبَتْ إلَی مُدیرَةِ الْمَدرَسَةِ، وَ أَخْبَرتْها بِما شاهَدَتْ، فَشَکَرَ تهَا الْمُدیرَةُ، وَ طَلَبَتْ مِن سُمَیَّةَ إِطفاءَ الْمَصابیحِ وَ الْمُکَیِّفِ.

سعی کرد در را باز کند،آن را بسته یافت. پس به سوی مدیر مدرسه رفت و او را از آنچه دیده بود باخبر کرد، مدیر از او تشکّر کرد و از سمیّه درخواست کرد چراغها و کولر را خاموش کند.

 

عِندَئِذٍ شاهَدَتِ الْمُدیرَةُ طالِبَةً بِاسْمِ فاطِمَة، کانَتْ فاطِمَةُ تَذهَبُ لِإِغلاقِ حَنَفیَّةِ الْماءِ الَّتی کانَتْ مَفتوحَةً قلیلاً.

در این هنگام مدیر دانش آموزی به نام فاطمه را دید، فاطمه برای بستن شیرآبی که کمی باز بود میرفت.

 

وَ فی صَباحِ الْیَومِ التّالی، شَکَرَتْ مُدیرَةُ الْمَدرَسَةِ فِی ا لِاصْطِفافِ الصَّباحیِّ سُمَیَّةَ وَ فاطِمَةَ لِاهْتِمامِهِما بِالْمَرافِقِ الْعامَّةِ.

و در صبح روز بعد، مدیر مدرسه در صف صبحگاهی از سمیّه و فاطمه به خاطر توجّه آنها به تأسیسات عمومی سپاسگزاری کرد.

 

و فی حِصَّةِ الْعُلومِ ا لِاجْتِماعیَّةِ، قامَتْ رُقَیَّةُ وَ سَأَ لَتِ الْمُدَرِّسَةَ

و در زنگ دانش اجتماعی رقیه برخاست واز معلّم پرسید:

 

ماالمَقصودُ بِالْمَرافِقِ الْعامَّةِ الَّتی تَکَلَّمَتِ الْمُدیرَةُ عَنها هذَا الصَّباحَ؟

منظور از تأسیسات عمومی ای که خانم مدیر امروز صبح درباره اش صحبت کرد چیست؟

 

فَأَجابَتْ: اَلْمَرافِقُ الْعامَّةُ هیَ الْاَماکِنُ الَّتی تَمتَلِکُها الدَّولَةُ، وَ یَنتَفِعُ بِهَا النّاسُ جَمیعاً. إِذا فَهِمْتِ مَعناها، فَاذْکُری لَنا أَمثِلَةً لِلْمَرافِقِ الْعامَّةِ.

پس جواب داد: تأسیسات عمومی جاهایی است که دولت مالک آن است، و همۀ مردم از آن سود میبرند. اگر معنایش را فهمیدی برایمان از تأسیسات عمومی مثالهایی ذکر کن.

 

أجَابتَ رُقیَةَّ : المدارِسُ وَ الهَواتفِ العْامَّةُ وَ المستشَفَیاتُ وَ المستوَصَفاتُ وَ المتاحِفُ وَ المکتبَاتُ وَ دَوراتُ المْیاهِ وَ الحدائقِ العامَّةُ وَ الْاشَجارُ علَیَ الرَّصیفِ و أعَمِدَةُ الکْهرَباءِ…

رقیّه پاسخ داد: مدرسه ها، تلفنهای عمومی، بیمارستانها،درمانگاه ها، موزه ها، کتابخانه ها، سرویسهای بهداشتی، پارک ها(بوستان ها) و تیرهای برق…

 

أَجابَتِ الْمُدَرِّسَةُ: أحسَنْتِ، وَ الحِفاظُ عَلَی هذِهِ الْمَرافِقِ واجِبٌ عَلَی کُلِّ مُواطِنٍ

معلم جواب داد: آفرین! و نگهداری از این تأسیسات بر هر هم وطنی واجب است.

 

سَأَ لَتِ الطّالِباتُ بِتَعَجُّبٍ: لِمَ وَ کَیفَ؟ ! ذٰلِكَ واجِبُ الدَّولَةِ

دانش آموزان با تعجب پرسیدند: چرا و چگونه؟! آن وظیفۀ دولت است.

 

قالَتِ الْمُدَرِّسَةُ: بَلْ هیَ مَسؤولیَّةٌ مُشتَرکَةٌ، فَسُمَیَّةُ الَّتی قامَتْ بِإِطفاءِ الْمُکَیِّفِ وَ الْمَصابیحِ فی حُجْرَةِ الْمَدرَسَةِ

خانم معلم گفت: (خیر) بلکه مسئولیّتی مشترک است، سمیّه که به خاموش کردن کولر و چراغها در کلاس(اتاق) مدرسه اقدام کرد

 

وَ فاطِمَةُ الَّتی أَغْلَقَتْ حَنَفیَّةَ الْماءِ وَ الطّالِبَةُ الَّتی تَدخُلُ مَکتَبَةَ الْمَدرَسَةِ فَتُحافِظُ عَلیَ الْهُدوءِ فیها وَ عَلَی نَظافَةِ الْکُتُبِ وَ تَرتیبِها،

و فاطمه که شیرآب را بست و دانش آموزی که وارد کتابخانه مدرسه میشود وآرامش آن و پاکیزگی کتابها و ترتیب آنها را حفظ میکند

 

وَ تِلْكَ الَّتی تَنصَحُ مَنْ یَرمی النُّفایاتِ فی غَیرِ مَکانِها بِکَلامٍ طَیِّبٍ؛ هٰؤلاءِ یَعمَلْنَ بِواجِباتِهِنَّ کَمُواطِناتٍ یَشْعُرْنَ بِالْمَسؤولیَّةِ.

و آن (دانش آموزی که) با سخن نیکو نصیحت می کند کسی را که زباله درغیرجای مناسب می اندازد، اینها مانند شهروندانی که احساس مسئولیّت میکنند به وظیفۀ شان عمل میکنند.

 

قامَتْ سُمَیَّةُ وَ قالَتْ:» أَلَیسَ مِنَ الْمُناسِبِ کِتابَةُ لَوحَةٍ جِداریَّةٍ مَکتوبٍ عَلَیها هذَا الْحَدیثُ الشَّریفُ عَن أَمیرِ الْمُؤمِنینَ عَلی علیه السلام:

إنَّكُم مَسؤولونَ حَتَّی عَنِ الْبِقاعِ وَ الْبَهائِمِ .

سمیّه برخاست و گفت: آیا مناسب نیست که یک تابلوی دیواری نوشته شود که روی آن این حدیث شریف از حضرت علی(ع) نوشته شده باشد: قطعاً شما مسئول هستید حتّی در مورد زمین ها و چارپایان.

 

قَبِلَتِ الْمُدَرِّسَةُ وَ قالَتْ:هذَا الاقِتراحُ حسَنٌ، وَ سَنَتَعاوَنُ جَمیعاً عَلَی الْعَمَلِ بِهذَا الْحَدیثِ.

معلم پذیرفت و گفت: این پیشنهاد خوبی است و همگی برای عمل به این حدیث شریف همیاری میکنیم

www.arabii.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: انجام این کار ممکن نیست